فاطمه نورافاطمه نورا، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

فرشته من

نورا یهویی اومد....خوش اومدی دخترم.....

روز 17 اسفند شبش خیلی پیاده روی کردیم....اومدیم خونه یکم بعد دیدم هر 15 دیقه انقباض دارم بدون درد....زنگ زدیم زایشگاه گفت بیا چک کنیم....ساعت 12 شب رفتیم اونجا متاسفانه ماما چکم کردو نوار قلب گرفت دید یه دونه انقباض ثبت شده بعد به دکترم زنگ زد و دارو دادو اومدیم خونه....رفتم دستشویی دیدم وا خونریزی دارم ...فرداش رفتم دکتر خودم چک کرد مشکلی نبود گفتم یکم خونریزی داشتم سری تکون دادو ناراحت شد...از شبش درد دل و دل پیچه شروع شد که هر 20 دیقه میگرفت و ول میکرد....شب به سختی گذشت فردا رفتم سونو گفت همه چی نرماله دهانه رحم بستهو....شبش دردم بدتر شد ساعت 6 صبح بهزادو بیدار کردم که دارم میمیرم...رفتیم درمانگاه یه دونه هیوسین زدن یکم اروم شد اومدم یه ...
20 اسفند 1392

نورای قشنگم وارد 35 هفتگی شدی....

سلام مامان جونی.....یکی از دوستای مامان تو کلوپ نینیشو به دنیا اورده خیلی نازه اسمش هم گذاشتن ادرین......چند روز پیش مامانی انقباض داشتم رفتیم با بابا بهزادو خاله افسون بیمارستان که نوار قلبت هیچی رو نشون نداد....تا ساعت 3 بودیم اونجا....ولی بعد دو روز هنوز انقباض دارم با درد مثل دل پیچه میره و میاد.....نورا جونم خواهش میکنم عجله نکن برای اومدن....نمیخوام اذیت بشی...سر وقت بیا تا با هم بیایم خونه....فقط سه هفته دیگه تحمل کنیم تمومه مامانی قوربونت بره... ...
19 اسفند 1392

دختر گلم 34 هفته شدی.....

دختر کوچولوی من دیگه اگه خدا بخواد به اخرش داریم میرسیم....اتاقتم که کامل شده دوشکتو اوردن ازش برات عکس میزارم.....مامانی خیلی دوست دارم بدونم اون تو چیکار میکنی.....باهات که حرف میزنیم فورا واکنش نشون میدی....زبل خانوم همش قوز میکنی از یه طرف شکمم میای بالا....دلم برای این تکونا تنگ میشه....خیلی خوشحالم که شمارو دارم....دوست دارم عزیز دلم.... ...
12 اسفند 1392

نورای من وارد 33 هفتگی شدی....

وای هورا....داریم هر روز به دیدنت نزدیک تر میشیم...5 هفته دیگه مونده نورا...همش قوز میکنی قلمبه میای بالا دل مامانی یکم درد میگیره...خیلی سخته خوابیدن تازه شبها هم بابا بهزاد از ناله های من نمیتونه بخوابه...ولی خوشحالم دیگه داریم هر روز نزدیک تر میشیم دوست داشتنی کوچولو...اتاق خوشکلتو چیدم...خیلی رویایی شد منتظر دوشکتو بیارن بعد ازش برات عکس میزارم...هم خودتو هم اتاقتو هم زندگیمو با تو و بابای مهربونت دوست دارم....بوسسسسس ...
5 اسفند 1392

دختر قشنگم وارد 32 هفتگی شدی....

وای دختر گلم نور چشمام خیلی خوشحالم داریم وارد 9 ماهگی میشیم....کاشکی زمان دیگه تموم شه زود  ببینمت عروسک من....فقط باهات بازی کنم و نوازشت کنم عشق من...دیگه قشنگ تو شکم مامانی قل میخوری عین توپ قل قلی...خیلی دوست دارم برم سونو ببینمت....روزارو به دعای برای سلامتیت و عمر طولانیت میگذره...دیگه خوابیدن برام سخت شده و کمرم خیلی درد میکنه قلمبه خانوم....دوست دارم... ...
28 بهمن 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فرشته من می باشد